تفکر جانبی

مفهمو تفکر جانبی حاصل مطالعات دوبونو در مورد نحوه کارکرد ذهن است . او فهمید که مغز انسان را نمی توان با کامپیوتر مقایسه کرد . بلکه مغز یک محیط ویژه است که به اطلاعات امکان می دهد خودشان را سازماندهی کرده و به صورت الگو در بیارند  . مغز مرتب به دنبال الگوها می باشد در قالب الگو فکر می کند و اطلاعات جدید را بر اساس دانسته های قبلی سازماندهی می کند . با توجه به این واقعیت او متوجه شد که یکی فکر جدید معمولا مجبور است با افکار قدیمی بجنگدئ تا بتواند در ذهن جایی برای خودش باز کند . 

تفکر جانبی روشی است که به ما امکان می دهد الگوهای فکری مان را باز سازی و ذهنمان را باز کنیم و از فکر کردنبا استفاده از سیوه های ثابت و کلیشه ای اجتناب کنیم . تفکر جانبی اساسا خلاقیت بدون خیال بافی است . تفکر جانبی فقط نوع روش برخورد با اطلاعات است که به نتایج خلاقانه ای منجر می شود . تفکر جانبی به معنای کنار گذاشتن تفکر عمودی نیست بلکه مکمل آن است . یعنی وقتی الگوهای فکری عادی نتیجه ای نمی دهند می توانیم آن را استفاده نماییم . 

کسی که تفکر جانبی و گریزاندیشی دارد می‌تواند نگاه‌های خلاقانه داشته باشد و جملات خلاقانه بگوید. به‌طور مثال وقتی ایرج حسابی پسر پروفسور و دانشمند بزرگ کشور دکتر حسابی در جلسه قهرمانان صنعت صحبت می‌کرد می‌گفت دکتر اعتقاد داشتند که حکومت‌ها به‌جای اینکه به مردم دروغ بگویند ، وقتی‌که راست گفتند مردم حرفشان را باور نکنند، بیابند به مردم راست بگویند که اگر یک بار دروغ گفتند مردم حرفشان را باور کنند. این جمله یک تفکر جانبی است. یا پل تورنس پدر خلاقیت می‌گوید: ”خلاقیت بریدن گوشه‌ها، خط زدن خطاها، عمیق‌تر حفر کردن، رفتن به آب‌های عمیق و اتصال به خورشید است. در آخر جمله تورنس یعنی اعمال به خورشید از تفکر جانبی استفاده شده است و جائی‌که تورنس می‌گوید پریدن گوشه‌ها منظورش این است که هر چیز چهارگوشه‌ای را گوشه‌ای را ببریم و از حالت عمودی به جانبی برسیم. حال به این معما توجه کنیم ثابت کنید ۳=۷۱۹ است.

کر جانبی، یک نوع دیگراندیشی است، همان‌طور که پائولوکوئیلیو نویسنده بزرگ برزیلی در زمان جوانی‌اش عضو انجمن دگراندیشان بود باعث شد که بعدها هم مطالب دگراندیش بنویسد، وقتی براساس تفکر جانبی می‌اندیشیم می‌توانید اختراعات و ابتکارهای جدیدی به‌وجود آورید. فکر کنید شمع‌هائی ساخته شوند که مثل فندک باشند و درون زیارتگاه‌ها بگذارند و همانند دستگاه‌هایی که پول می‌اندازند نوشابه می‌دهد، درون این دستگاه هم اگر پول بیندازید شمع روشن شود یا فکر کنید بوقی ساخته شود که اگر شما برای ماشین جلوئی بوق بزنید فقط همان ماشین بفهمد و بقیه از صدای بوق اذیت نشوند. وقتی می‌خواهید کاری ابتکاری روی یک بوق انجام دهید باید تغییرات ابتکاری عمودی را بنویسید بعد با نگاه و تفکر جانبی ایده‌های گریزاندیشی بدهید. 
حال به این جمله دقت کنید که براساس تفکر جانبی است: ”از این به بعد به‌جای اینکه بگوئید نمی‌شود، بگوئید نه می‌شود“. 
همه مثال‌هائی که گفته شد جهت این مهم بود که روش‌های تفکر جانبی بر چه اساسی است و اندیشیدن براساس تفکر جانبی باعث خلاقیت‌ها و ابتکارهای مختلف در ساخت فیلم، نوشتن کتاب و خلق ثروت می‌شود.

تفکر عمودی باعث می‌شود که انسان‌ها در چانه تفکر گرفتار شوند. مانند کسی که با ماشین با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در حال حرکت است و می‌خواهد طبیعت را هم بنگرد. می‌گویند نیوتن ۲۵ سال از عمر خود را به مطالعه علم کیمیا و پژوهش در راز اکسیرهای اسرارآمیز گذرانده دورانی که برای او هیچ ارزشی نداشته در حقیقت گرفتار تفکر عمودی بوده ولی بعد از آن شروع به تفکر جانبی می‌کند حال به معمای زیر پاسخ دهید.

چه‌طور چهار آدم بزرگ می‌توانند زیر یک چتر قرار بگیرند و هیچ کدام خیس نشوند؟“

در تفکر عمودی دنبال این پاسخ‌ها می‌باشد: ”چتر خیلی بزرگ است“ که در عمل امکانش صعیف است. ”چهار نفر به‌هم چسبیده‌اند و یا بالای سر هم ایستاده‌اند“ که در عمل امکانش ضعیف است. ولی وقتی با تفکر جانبی به مسئله نگاه می‌کنید دنبال پارامترهائی می‌گردید که ربطی به چتر ندارند، و جواب جانبی آن این است که ان زمان باران نمی‌باریده و هوا آفتابی بوده. 
لارنس فونتریه از کارگردانان بزرگ سینما در سال ۱۹۹۵ انجمنی را تشکیل می‌دهد به‌نام ”دگم‌های ۹۵“ او در این انجمن هر سال ۱۰ دقیقه فیلم گریزاندیش می‌سازد و قولش را داده که تا سال ۲۰۲۴ این فیلم‌ها را بسازد و مردم هم هر سال صف می‌کشند تا فیلم‌های او را ببینند، اگر به‌نام انجمن او دقت شود، دقیقاً اسم انجمنش براساس تفکر جانبی می‌باشد زیرا دگم کلمه‌ای است که نشان می‌دهد که یک شخص خیلی بسته فکر می‌کند ولی در حقیقت برعکس بسته فکر کردن، عمل می‌نمایند. فیلم قالب فرشته به بازیگری رابرت دنیرو درباره شخصی است که در حقیقت شیطان و اسمش angel یعنی فرشته بود و همین اسم یعنی قلب فرشته، انسان را به اشتباه می‌انداخت و فکر می‌کنیم آنجل شخص فرشته صفت است ولی در پایان فیلم متوجه می‌شویم که او در حقیقت شیطان بوده است. پس درمی‌یابیم که انتخاب نام این فیلم براساس تفکر جانبی و گریزاندیش است. در سریال او یک فرشته بود که در ماه مبارک رمضان پخش شد دقیقاً همین مسئله دیده شد. یعنی نام این سریال بر اثر تفکر جانبی گذاشته شده است و همه فکر می‌کردند که در فیلم، یک فرشته را خواهند دید ولی در حقیقت با شیطان روبه‌رو شدند. بسیاری از کارگردانان براساس تفکر جانبی فیلم‌هائی می‌سازند که تماشاگر هر لحظه احساس کند اشتباه کرده است.

 

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 1 =