جهان چندم!؟

کشوری را میشناسم..
که ریختن ” کنجد ” بر روی ” بربری ” برای مردمانش یک ” آپشن ” محسوب میشود
در آن کشور،مردمانش بجای حل مشکلاتشان
سعی میکنند به بهترین شکل ممکن، زندگی خود را با آن تطبیق دهند …
در آنجا مردم،خانه ی رو به آفتاب را گرانتر میخرند…
و بعد با هفت لایه پرده ، تمام پنجره ها را می پوشانند …
جالب است در آن کشور
یک دختر کنار خیابان … میتواند مهمترین عامل یک ترافیک سنگین باشد !!!
در آن کشور اگر آدمها دلشان بگیرد
باید بروند قبرستان …بیمارستان…تیمارستان یا آسایشگاه سالمندان !!!
تا بفهمند غمهای بزرگتری هم هست …
نکند که دلشان هوای شادی بکند …
و همه در آنجا،برای هر تغییر و هر اتفاقی
بدنبال منجی اند …
هر کسی غیر از خودشان … !!!
در آن کشور تفاوت بین شادی کردن و عزاداری را
تنها با دیدن محل برخورد دستها میتوان فهمید …
هر کسی که گفته : آن کشور از جهان سوم است
یقین دارم تا سه بیشتر بلد نبوده بشمارد …

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 1