دام عسل

یکی از مهم‌ترین مأموریت هایی که موساد (سازمان اطلاعاتی اسرائیل) انجام داد، بازگرداندن یکی از دانشمند هسته‌ای اسرائیلی بود که فرار کرده بود. او اسرار تأسیسات اتمی اسرائیل را به هفته نامه ساندی‌ تایمز فروخته بود و از کشور گریخته بود. مشکل آنجا بود که با توافقات امنیتی بین سرویس‌های جاسوسی اسرائیل و انگلیس، دستگیری و ربایش او در خاک انگلستان امکان پذیر نبود.
یکی از جاسوسان موساد در نقش یک گردشگر آمریکایی خود را به این دانشمند نزدیک کرد و بعد از مدتی با هم قرار گذاشتند که تعطیلات آخر هفته را برای تفریح به ایتالیا بروند. چند ساعت پس از ورودشان به خاک ایتالیا، موساد وی را دستگیر و به سرزمین‌های اشغالی برگرداند. وی محاکمه و به ۱۸ سال زندان محکوم شد. این یکی از انواع دام عسل است.
دام عسل (Honey Trap) نام مأموریت‌های ویژه‌ای است که جاسوسان زن اسرائیلی انجام آن را بر عهده دارند. در جریان این مأموریت‌ها، جاسوسان به افراد مورد نظر نزدیک شده و با آن ها ارتباط برقرار می کنند و آن ها را وارد یک رابطه بدون بازگشت می کنند. اطلاعاتی از آن ها بدست می آورند، اگر آن ها متوجه نشوند که این فرآیند دزدی اطلاعات ادامه خواهد داشت. اگر هم متوجه شوند دو گزینه دارند:
یا اینکه به خطای خود اعتراف کنند که هزینه بالایی برای اعتبار و آبروی شان خواهد داشت و حتی ممکن است به قیمت جانشان تمام شود. یا اینکه به فرآیند همکاری ادامه دهند و همچنان اطلاعات بدهند. یک بازی دو سر باخت!! جالب اینجاست که یکی از مراجع دینی نزدیک به صهیونیست، استفاده از زنان برای انجام مأموریت‌های جاسوسی و فریب دادن دشمنان را مجاز شمرده است و حتی آن را نوعی عبادت و خدمت به صهیونیسم می داند (رفرنس: مشرق نیوز)

تحلیل و تجویز راهبردی:

ممکن است فکر کنید دام عسل فقط برای سیاست مداران و دانشمندان استفاده می شود. این تفکر اشتباه است. بگذارید با یک مثال مساله را تشریح کنم:
مدیر ارشد یک سازمان هستید به شما می گویند بیایید در این جا، سرمایه گذاری کنید‌‌. سرمایه گذاری خیلی جذاب به نظر می رسد. شما هم قانع می شوید و سرمایه گذاری می کنید سه ماه بعد می گویند اگر یک میلیارد دیگر ندهید کل سرمایه گذاری از بین می رود شما دو گزینه دارید؛
یا اعلام کنید که تصمیم تان از اول برای سرمایه گذاری اشتباه بوده است که این منجر به از بین رفتن اعتبار بیست ساله شما می شود یا یا اینکه یک میلیارد دیگر تزریق کنید، خُب شما گزینه دوم را انتخاب می کنید!
ماه بعد می گویند انجام پروژه به یک گیر برخورد کرده و تا رشوه ندهیم کار جلو نمی رود. باید رشوه بدهیم وگرنه پروژه می خوابد. شما باز دو گزینه دارید، یا پروژه را کنسل کنید یا اینکه رشوه بدهید. شما گزینه دوم را انتخاب می کنید. و چون نمی دانید که چگونه رشوه را در حساب های شرکت ثبت کنید، مجبورید یک قرارداد صوری ببندید و حساب سازی کنید. دو ماه بعد می گویند که برای پیشبرد پروژه به یک امضای طلایی نیاز داریم که روی میز فلان مدیر گیر کرده است. اتفاقا آن مدیر با شما آشناست. از شما می خواهند که با وی لابی (مذاکره و بده بستان) کنید. شما باز هم دو گزینه دارید….
خلاصه چشم باز می کنید می بینید که بعد از چند مدت یک پروژه دارید با هزینه های دو برابر تخمین اولیه، بازدهی پنجاه درصد آن چه به شما قول داده بودند و در ضمن شما آلوده به رشوه، حساب سازی، پول شویی و لابی گری کثیف شده اید. آنقدر فرو رفته اید که دیگر امکان بازگشت ندارید.

چه می توان کرد؟

تصمیمات با چسبندگی بالا را بشناسید. برخی تصمیمات هستند که وقتی آن ها را می گیرید بازگشت از آن ها آسان نیست. این تصمیمات معمولا بار مالی-عاطفی-اعتباری زیادی دارند. اولا که با وسواس (بررسی عمیق) این تصمیمات را بگیرید و دوم اینکه همیشه یک برنامه برای خروج (Exit Plan) داشته باشید. قرار نیست همه چیز طبق نقشه پیش برود.

سوابق و انگیزه های آدم ها را چک کنید. هر پیشنهادی از طرف یک پیشنهاد دهنده است از خودتان بپرسید چرا این پیشنهاد به من ارایه شده؟

هر جا متوجه تصمیم اشتباه شدید، شجاعانه اعلام کنید. برای مدتی کوتاه احمق به نظر رسیدن بهتر است از اینکه یک عمر خسارت یک پروژه اشتباه را تحمل کنید.

مجتبی لشکربلوکی

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + = 14