یکپارچگی روانشناختی و نتایج آن

🔹 یکپارچگی روانشناختی؛یعنی اینکه کل وجود انسان یک آهنگ را کوک کرده باشند. به عبارت دیگر، یعنی عقاید و باورها، احساسات و عواطف و هیجانات، خواسته‌ها، گفتار و کردار هر فرد که سازنده شخصیت و منش او هستند با هم هماهنگ باشند.

🔻پیامدهای یکپارچگی روانشناختی

🔹الف) انسان بسیار کم در بلاتکلیفی می‌ماند. بلاتکلیفی به این سبب است که هر کدام از ساحتهایی که شخصیت و منش انسان را می‌سازند اقتضایی دارند غیر از اقتضای ساحت دیگر و بنابراین، انسان در مقام عمل نمی‌داند چه باید بکند و جانب کدام را بگیرد؛ اگرچه بالمآل به یکی عمل می‌کند، اما تا قبل از عمل بلاتکلیفی هست و یعد از عمل هم چون همه ساحات وجودی انسان را ارضا نکرده است همچنان انسان با آن مشکل دارد.

🔹ب) انسان شجاعت به معنی واقعی کلمه، یعنی قوت قلب، خواهد داشت. چون بیشتر بی‌شجاعتیهای انسان به سبب تزلزل درونی است. یکدلی قوت قلب می‌آورد، فرقی هم نمی‌کند که این یکدلی در جهت اخلاق باشد یا نه. شاید هیچ کس بهتر از کرکگور در کتاب معروف خلوص دل این مطلب را بیان نکرده باشد. به تعبیر دیگر، وقتی ساحتهای درونی انسان باهم ناسازگارند همدیگر را خنثی می‌کنند، اما وقتی یکدله باشند با نوعی تقویت دیالکتیکی همدیگر را قوت می‌بخشند.

🔹ج) وقتی انسان یکپارچه هست دیگران تکلیف خود را با او می‌دانند و انسان برای دیگران پیش‌بینی‌پذیر می‌شود، که البته این حالت عیبهایی هم دارد، اما حسنهایی هم در آن هست. وقتی انسان پیش‌بینی‌پذیر می‌شود دیگران می‌دانند که در برابر او چه کنشی باید انجام دهند و نتیجه این کنش چه خواهد بود و می‌دانند که در برابر کنش او چه واکنشی باید نشان دهند. به عبارت دیگر انسانهای دیگر می‌دانند که در هریک از چهار ارتباط اجتماعی همخونانه، همکارانه، همنشینانه و عاشقانه چه رفتاری باید با ما داشته باشند.

🔻توضیح اینکه در زندگی اجتماعی ارتباط هر انسان با انسان دیگر به یکی از این اشکال است:

۱️⃣ارتباط خونی، که ارتباطی کاملاً غریزی، مادرزادی، نیندیشیده و بدون سنجشگری است. انسان در نگاه نخست به طور غریزی علاقه دارد که با دیگران ارتباط داشته باشد، ولو اینکه بعدها از بین برود. این ارتباط چندان محل بحث نیست، چون اختیاری نیست.

۲️⃣ارتباط همکارانه، یعنی دیگران مشکلات آبجکتیو و عینی و بیرونی شما را برطرف می‌کنند و شما نیز همین کار را می‌کنید (نه اینکه با دیگران در محل مشخصی کار بکنید).

۳️⃣ ارتباط همنشینانه، یعنی دیگران مشکلات سابجکتیو و ذهنی و درونی شما را برطرف می‌کنند و شما نیز همین کار را می‌کنید.

۴️⃣ ارتباط عاشقانه. منظور از ارتباط عاشقانه ارتباطی است که در آن نیاز جنسی در اولویت نیست، والا ارتباط همکارانه به حساب می‌آید.

🔹وجه اشتراک سه ارتباط نخست در این بود که انسان در تنهایی خودش باقی بود و مشکلی از مشکلاتش رفع می‌شد، اما ارتباط عاشقانه انسان را از تنهایی‌اش بیرون می‌آورد، البته تا آنجا که ممکن باشد انسان را از تنهایی اگزیستانسیل بیرون آورد. و این به سبب دو مکانیزمی است که در ارتباط عاشقانه هست: یکی اینکه در عشق به معنی واقعی کلمه عاشق خود را برای معشوقش کاملاً عریان می‌کند و به وجودی کریستالی تبدیل می‌شود، به طوری که معشوق از همه زوایا و خفایای او باخبر می‌شود و طرفین هیچ چیزی را از دیگری پنهان نمی‌دارد، والا ارتباط عاشقانه به معنی دقیق کلمه نخواهد بود.

🔹در اینجا در عین اینکه انسان تمام مافی‌الضمیر طرف مقابل را می‌بیند او را دوست دارد و چون چنین است طرف مقابل دیگر مجبور نخواهد بود که خود را سانسور کند. اما در ارتباطهای قبلی این طور نیست و انسان به میزانی که می‌تواند خود را سانسور کند می‌تواند ارتباط همکارانه یا همنشینانه و خونی خود را حفظ کند. بنابراین، هر ارتباط همکارانه، همنشینانه یا خونی‌ای به این قیمت به دست می‌آید که انسان تکه‌ای از وجود خود را قیچی کند. به این لحاظ است که این ارتباطها انسان را از تنهایی بیرون نمی‌آورند، چون انسان می‌داند که طرف مقابلش کس دیگری را با اعتقادات، احساسات، خواسته‌ها، گفتار و کرداری دوست دارد که از آن او نیست و فقط در پوست اوست و در واقع آنها را ندارد.

🔹انسان به میزانی که در برابر دیگران خود را سانسور می‌کند طرف مقابل را در واقع عاشق کس دیگری می‌کند نه خودش .مکانیزم دومی که در ارتباط عاشقانه است این است که عاشق واقعی حامی واقعی است. در واقع احساس تنهایی انسان برای این بود که یا کسی او را نمی‌شناخت و یا او را یاری نمی‌کرد. با مکانیزم اول شناختش به دست آمد و با مکانیزم دوم حمایتش و بدین‌سان انسان از تنهایی بیرون می‌آید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 59 = 65