وب سایت شخصیبایگانی‌های ادبی - وب سایت شخصی

دسته: ادبی

من آقای گاو هستم

در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم. از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من آقای…

ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩﺍﻡ

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻞ ﺍﺳﺖ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ؛ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﯿﺒﯽ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻞّ ﮐﺎﺭ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﻤﻘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺭﺍ، ﻧﯿﮏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ! ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺩﻋﻮﺍﯾﯽ، ﺯﺑﺎﻥ…

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید! به دارکوب ها نگاه کنید. آنها اَره برقی ندارند. مته همراه شان نیست اما تنه سخت ترین درخت ها را سوراخ می کنند و در دل شان لانه خودشان را می سازند. دارکوب ها با ضربه های سریع، کوتاه اما پشت سر هم درخت ها را سوراخ می کنند. آنها سردرد…

تفاوت احمق با بیشعور

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است ... یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند ... خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق! احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند. بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد. کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور…

آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد

هی پسر، موقعی که آدم می میرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره می کنند. من امیدوارم که وقتی مردم، یک ادم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازه ی مرا توی رودخانه ای جایی بیندازد. هرجا که می خواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان وسط مرده ها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه می آیند و روی شکم…

یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره !!

روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!! همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی…

من آدم زمختی هستم

حتما بخونید از : تهمینه میلانی ارزش دوبار خواندن هم دارد... ته پیازو رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه ، برای خودش جلز جلز…

من کامو را بر سارتر ترجیح می دهم

من کامو را بر سارتر ترجیح می دهم، عود را به جملگی سازها. کوه را به دریا، دالی را به پیکاسو. شاملو را، حتی به نیما. تو اما ساعدی را دوست تر داری و بالزاک را. پیانو وسنتور را به عود ترجیح می دهی. نه دالی را طالبی نه پیکاسو را. ون گوک را به هر دو ترجیح می دهی.…